تا موفقیت

پسرکی دو سیب در دست داشت. مادرش گفت: یکی از سیب هاتو به من میدی؟ پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب! لبخند روی لبان مادر خشکید! سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت: بیا مامان! این یکی، شیرین تره!!! مادر، خشکش زد. چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود... هر قدر هم که با تجربه باشید، قضاوت خود را به تأخیر بیندازید و بگذارید طرف، فرصتی برای توضیح داشته باشد.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۰ساعت 19:6 توسط محمد مرادی| |